حاشا که خلق کار برای خدا کنند
تعظیم مصحف از پی مهر طلا کنند
۱این جامه حریر که مخصوص کعبه است
پوشند اگر به دیر به او اقتدا کنند
۲شکر به کام زاغ فشانند بی دریغ
در استخوان مضایقه هابا هما کنند
۳چون اژدها کلید در گنج گوهرند
وز بهر نیم حبه جدل با گدا کنند
۴گردند گرد دفتر اعمال خویشتن
هر طاعتی که نیست ریایی قضاکنند
۵هر جا که بگذرد سخن از سوزن مسیح
خود را به زور جاذبه آهن ربا کنند
۶مصحف به زیر پای گذارند از غرور
دستار عقل از سر جبریل وا کنند
۷دنبال زردرویی حرص اوفتاده اند
چون برگ کاه پیروی کهربا کنند
۸بر هر طرف که روی نهند این سیه دلان
در آبروی ریخته خود شنا کنند
۹شرم وحیا چو لازمه چشم روشن است
این کورباطنان ز چه شرم وحیا کنند
۱۰صائب بگیر گوشه عزلت که اهل دل
این درد را به گوشه نشینی دوا کنند
۱۱