جمعی که قطع راه به مژگان تر کنند
چون رشته دست در کمر صد گهر کنند
۱بحری است بحر عشق که موج و حباب را
دریادلان تصور تیغ و سپر کنند
۲خرطوم پشه را کجک فیل کرده اند
تا اقویا ز آه ضعیفان حذر کنند
۳عشاق را به راهنما احتیاج نیست
چون کوهکن به تیشه خود راه سر کنند
۴چون رشته از خیال دهان تو عاشقان
وقت است سر ز چشمه سوزن بدرکنند
۵در بحر نیلگون فلک پاک گوهران
شرط است در غبار یتیمی بسر کنند
۶جمعی که در مقام توکل ستاده اند
در برگریز شکوه ز جوش ثمر کنند
۷زنهار لب به حرف طمع آشنا مکن
گر چون صدف دهان ترا پر گهر کنند
۸آنها که زخمی از سگ خاموش خورده اند
از نفس آرمیده حذر بیشتر کنند
۹در هر دلی که شور محبت زیاده است
شکر لبان به خنده نمک بیشترکنند
۱۰در دور خط سبز مگر صائب این گروه
رحمی به حال عاشق خونین جگر کنند
۱۱