یوسف رخان ز شوق سراغ تومی کنند
از پیرهن فتیله داغ تومی کنند
۱چون آفتاب اگر چه جهان را گرفته ای
ذرات کاینات سراغ تومی کنند
۲گردنکشان که باج زعالم گرفته اند
چون شیشه سجده پیش ایاغ تومی کنند
۳جمعی که چشم بسته گذشتند از بهشت
دریوزه نسیم ز باغ تومی کنند
۴کج نه کله که لاله عذاران این چمن
دل خوش به عنبرینه داغ تومی کنند
۵می نوش وشاد باش که گلهای این چمن
کسب شکفتگی ز دماغ تومی کنند
۶من کیستم که پردگیان حریم قدس
پروانه وار طوف چراغ تومی کنند
۷صائب چه بلبلی تو که گلهای این چمن
از دیده خون روان به سراغ تومی کنند
۸