نازک لبان سخن به زبان تو می کنند
این غنچه ها نظر به دهان تو می کنند
۱خورشید طلعتان صدف چشم پرگهر
از چهره ستاره فشان تو می کنند
۲شیرین لبان که شور به عالم فکنده اند
دریوزه نمک ز دهان تو می کنند
۳جمعی که دل به ملک سلیمان نداده اند
چون مور ریزه چینی خوان تو می کنند
۴چون یوسف آن کسان که به عزت بر آمدند
اظهار بندگی به زمان تو می کنند
۵آشفته خاطران که ز عالم گسسته اند
پیوند جان به موی میان تو می کنند
۶از لطف آشکار تو عشاق بی نصیب
دل خوش به التفات نهان تو می کنند
۷محراب خویش سبحه شماران آسمان
از ابروان همچو کمان تو می کنند
۸سرسبز آن گروه که بی ایستادگی
جان را فدای سرو روان تو می کنند
۹آنان که از سواد جهان دست شسته اند
دل خوش به داغ لاله ستان تو می کنند
۱۰صائب چه فتنه ای تو که چون زلف گلرخان
در گوش حلقه هازبیان تو می کنند
۱۱