غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۲۳۳ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتوفیق درد و داغ به هر دل نمی دهنداین فیض را به هر دل غافل نمی دهند۱بلبل گلوی خویش عبث پاره می کنداین شوخ دیدگان به سخن دل نمی دهند۲آزادگان تلاش شهادت نمی کنندتا خونبهای خویش به قاتل نمی دهند۳از تلخی سوال گروهی که واقفندفرصت به لب گشودن سایل نمی دهند۴دیوانگی است قفل در رزق راکلیدعاقل مشو که سنگ به عاقل نمی دهند۵