یک شب نمی رود که دل از جا نمی رود
آهم به سیر عالم بالا نمی رود
۱جایی نمی روی که دل بدگمان من
تا بازگشتن تو به صد جا نمی رود
۲آب حیات آتش افسرده، دامن است
مجنون عبث به دامن صحرا نمی رود
۳ای اشک شوخ چشم، به رفتن شتاب چیست
یوسف چنین ز پیش زلیخا نمی رود
۴از دل نبرد تلخی زهر فراق، وصل
زنگ از سرشت شیشه به صهبا نمی رود
۵کی می روم به عالم هشیاری از جنون
کز کیسه ام هزار تماشا نمی رود
۶ما را مبر به کعبه که مستان عشق را
جز پای خم به جای دگر پا نمی رود
۷زان روی آتشین که دو عالم کباب اوست
دود از کدام خانه به بالا نمی رود
۸صائب اگر به سایه طوبی وطن کنم
از پیش چشمم آن قد رعنا نمی رود
۹