غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از می چو آن غزال، سیه مست می شود

در جلوه هر که بیندش از دست می شود

۱

بیخود شوند سوخته جانان به یک نگاه

از یک پیاله لاله سیه مست می شود

۲

قصری که چون حباب شود از هوا بلند

از راست کردن نفسی پست می شود

۳

قصری که چون حباب شود از هوا بلند

از راست کردن نفسی پست می شود

۴

شد از فشردگی می انگور تاج سر

از صبر، زیردست زبردست می شود

۵

هر کس که دید سرو ترا در خرام ناز

از پا اگر نمی فتد از دست می شود

۶

شهرت به دستیاری همکار بسته است

آواز کی بلند ز یک دست می شود

۷

از قامت تو راست چسان بگذرد کسی

آب روان به سرو تو پا بست می شود

۸

صائب توان به آب بقا از فنا رسید

اینجا کسی که نیست شود هست می شود

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می شودقافیه: ـست۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. نگاهشود
  3. بلندشود
  4. بلندشود
  5. سرشود
  6. نازشود
  7. استشود
  8. کسیشود
  9. رسیدشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.