از می چو آن غزال، سیه مست می شود
در جلوه هر که بیندش از دست می شود
۱بیخود شوند سوخته جانان به یک نگاه
از یک پیاله لاله سیه مست می شود
۲قصری که چون حباب شود از هوا بلند
از راست کردن نفسی پست می شود
۳قصری که چون حباب شود از هوا بلند
از راست کردن نفسی پست می شود
۴شد از فشردگی می انگور تاج سر
از صبر، زیردست زبردست می شود
۵هر کس که دید سرو ترا در خرام ناز
از پا اگر نمی فتد از دست می شود
۶شهرت به دستیاری همکار بسته است
آواز کی بلند ز یک دست می شود
۷از قامت تو راست چسان بگذرد کسی
آب روان به سرو تو پا بست می شود
۸صائب توان به آب بقا از فنا رسید
اینجا کسی که نیست شود هست می شود
۹