غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روشن دلم ز باده گلفام می شود

ظلمت برون ز خانه به گلجام می شود

۱

هر گلشنی که هست در او دور باش منع

بر بلبل آشیان قفس ودام می شود

۲

از همدمان شود دل پر خون سبک ز غم

دل شیشه را تهی ز لب جام می شود

۳

لبهای خامش است در رزق را کلید

محروم بیش سایل از ابرام می شود

۴

از مهر وماه نعل فلکها در آتش است

تا صبح راست کرد نفس، شام می شود

۵

گردید دل ز چشم پریشان نظر، سیاه

روشن اگر چه خانه ز گلجام می شود

۶

زنگ از دل سیه به نصیحت نمی رود

عنبر ز جوش بحر فزون خام می شود

۷

عیسی به چرخ سود سر از پشت پا زدن

این راه دور قطع به یک گام می شود

۸

آن را که شوق کعبه مقصد دلیل شد

چشم سفید جامه احرام می شود

۹

موج سراب سلسله جنبان تشنگی است

حسرت فزون ز نامه و پیغام می شود

۱۰

آن را که بادبان عزیمت توکل است

موج خطر سفینه آرام می شود

۱۱

بر ساده لوحی آن که کند پشت چون عقیق

عالم سیه به دیده اش از نام می شود

۱۲

صائب نمی شود دهنش تلخ از خمار

قانع ز بوسه هر که به پیغام می شود

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می شودقافیه: ـام۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. منعشود
  3. غمشود
  4. کلیدشود
  5. استشود
  6. سیاهشود
  7. رودشود
  8. زدنشود
  9. شدشود
  10. استشود
  11. استشود
  12. عقیقشود
  13. خمارشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.