غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مژگان ز موج اشک گریزان نمی شود

جوهر ز آب تیغ پریشان نمی شود

۱

خار طلب نمی کشد از پای جستجو

تا گرد بادمحو بیابان نمی شود

۲

گردون به وادی غلطی افتاده است

این راه دور قطع به جولان نمی شود

۳

چشم سیه دل تو قیامت شناس نیست

ورنه کدام روز که دیوان نمی شود

۴

نتوان به آه لشکر غم را شکست داد

این ابر از نسیم پریشان نمی شود

۵

پیوسته همچو خانه آیینه روشن است

کاشانه ای که مانع مهمان نمی شود

۶

نتوان گره به اشک زدن راز عشق را

شبنم نقاب مهر درخشان نمی شود

۷

مجنون عبث به دامن صحرا گریخته است

پوشیده این چراغ به دامان نمی شود

۸

موری که روزی از قدم خویش می خورد

قانع به روی دست سلیمان نمی شود

۹

چین در کمند زلف فکندن برای چیست

سنگ از فلاخن تو گریزان نمی شود

۱۰

جان داد صبح بر سر یک خنده خنک

غافل همان ز خنده پشیمان نمی شود

۱۱

در وادیی فتاده مرا کار در گره

کز زخم خار، آبله گریان نمی شود

۱۲

غافل مشو ز خال ته زلف آن نگار

پیوسته این ستاره نمایان نمی شود

۱۳

صائب تلاش صحبت درمان زبی تهی است

ورنه کدام درد که درمان نمی شود

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نمی شودقافیه: ـان۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نمی شود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. جستجوشود
  3. استشود
  4. نیستشود
  5. دادشود
  6. استشود
  7. راشود
  8. استشود
  9. خوردشود
  10. چیستشود
  11. خنکشود
  12. گرهشود
  13. نگارشود
  14. استشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.