تا روشنی صدق به دل یار نگردد
گفتار تو آیینه کردار نگردد
۱کوته بود از سوختگان دست تعدی
پروانه به شبگرد گرفتار نگردد
۲در ساغر چشم است می طفل مزاجی
افسانه حریف دل بیدار نگردد
۳رخساره گلرنگ تو هردم به هوایی است
چون چشم گرانخواب تو بیمار نگردد
۴تا صائب ما صفحه دیوان نگشاید
گل پردگی رخنه دیوار نگردد
۵