دل ز سیر وسلوک بینا شد
قطره بر خویش گشت دریا شد
۱یافتم در دل آنچه می جستم
خضر من نقطه سویدا شد
۲رنگ می تا ز شیشه بیرون تاخت
وحشی هوش دشت پیما شد
۳در دبستان عشق هر طفلی
که ورق ساده کرد دانا شد
۴راه تجرید سخت باریک است
سوزنی سد راه عیسی شد
۵سر کوی تو آتشین جولان
از دل آب کرده دریا شد
۶بخیه خال او به رو افتاد
دزد در ماهتاب رسوا شد
۷صائب از چرخ آفرین برخاست
هر کجا خامه تو گویا شد
۸