غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۷۵۴ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمطربا مهر از دهان برداربند خاموشی از زبان بردار۱راه صحرای لامکان سر کنپی آن یار بی نشان بردار۲کشتی جسم را بهم بشکنتخته از پیش این دکان بردار۳می رود بی دلیل سیل به بحرشوق را دست از عنان بردار۴تخم اشکی به خاک کن امروزخرمنی گل درآن جهان بردار۵تا نخورده است مار طول املبیضه دل ز آشیان بردار۶طاق نسیان شمار گردون رادل چو پیکان ازین کمان بردار۷به سگ نفس جسم را بگذاردل ازین مشت استخوان بردار۸صبر کن بر بلای ناکامیکام دل صائب از جهان بردار۹