غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می شود طی در ورق گرداندنی دیوان عمر

داغ دارد شعله جواله را دوران عمر

۱

از نسیمی می شود زیر وزبر شیرازه اش

چون قلم گردیده ام صدبار بر دیوان عمر

۲

هست بر چرخ مقوس جلوه تیر شهاب

در زمین طینت ما خاکیان جولان عمر

۳

نقطه آغاز باشد چون شرر انجام او

دل منه چون غافلان بر چهره خندان عمر

۴

گرچه از قسمت بود صدسال بر فرض محال

طی به یک تسبیح گرداندن شود دوران عمر

۵

مانع است از سبز گردیدن روانی آب را

ترمکن چون خضر لب از چشمه حیوان عمر

۶

موجه ریگ روان را نعل در آتش بود

ساده لوح آن کس که می پیچد به کف دامان عمر

۷

در جوانی خاکساری پیشه کن آسوده شو

برزمین چون نقش خواهی بست درپایان عمر

۸

نیست جز خون روزی اطفال صائب در رحم

می توان بردن به پایان راه از عنوان عمر

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: عمرقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«عمر» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. عمرعمر
  2. اشعمر
  3. شهابعمر
  4. اوعمر
  5. محالعمر
  6. راعمر
  7. بودعمر
  8. شوعمر
  9. رحمعمر

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.