از ناکسان وفا نشنیده است هیچ کس
بوی گل از گیا نشنیده است هیچ کس
۱از روزگار تلخ بود ناله حزین
از نیشکر نوا نشنیده است هیچ کس
۲بیگانه شو ز خلق کز این دور مطلبان
پیغام آشنا نشنیده است هیچ کس
۳خامش نشین که ناله جانسوز از سپند
در محفل رضا نشنیده است هیچ کس
۴کردار، بینیاز ز گفتار بیهده است
دعوی ز کیمیا نشنیده است هیچ کس
۵عاشق به بال جذبه معشوق میپرد
تمکین ز کهربا نشنیده است هیچ کس
۶گفتار درمیان صواب و خطا بود
از خامشان خطا نشنیده است هیچ کس
۷عشق از دو کون گرد برآورد نرم نرم
سیلاب بیصدا نشنیده است هیچ کس
۸صائب خموش باش کز این حرف دشمنان
آواز مرحبانشنیده است هیچ کس
۹