غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش

بساز با خس و خار و همیشه گلچین باش

۱

ز سنگ خاره دم تیغ زود برگردد

درین قلمرو آفت چو کوه سنگین باش

۲

به خون ز نعمت الوان دهر قانع شو

گرانبها و گرامی چو نافه چین باش

۳

به یک نظر نتوان دید خلق و خالق را

بپوش دیده خودبینی و خدابین باش

۴

درآ به حلقه روشندلان عالم خاک

ز سنگ تفرقه ایمن چو عقد پروین باش

۵

شکسته پایی برق است سبزه ته سنگ

به بال سعی گریزان ز خواب سنگین باش

۶

نخست از نفس پاک مشک کن خون را

دگر چو نافه چین در لباس پشمین باش

۷

بهشت نقد اگر صائب آرزو داری

برو زخاک نشینان شهر قزوین باش

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: باشقافیه: ـین۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«باش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. باشباش
  2. برگرددباش
  3. شوباش
  4. راباش
  5. خاکباش
  6. سنگباش
  7. راباش
  8. داریباش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.