غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

لطیفه ای عجب است این که لعل سیرابش

مدام می چکد وکم نمی شود آبش

۱

کسی که راه به بحر محیط وحدت برد

غریب نیست درآغوش دشت سیلابش

۲

چو مرده ای است که خوابانده اند در کافور

کسی که در شب مهتاب می برد خوابش

۳

چو تیر سخت کمان می‌جهد برون عارف

ز مسجدی که بود رو به خلق محرابش

۴

قدی که خم شود از بار درد و غم صائب

نهنگ می کشد از بحر عشق قلابش

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـابش۴ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. سیرابشآبش
  2. بردسیلابش
  3. کافورخوابش
  4. عارفمحرابش
  5. صائبقلابش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.