مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش
که از شکوفه بود در گذار، اختر عیش
۱برات خوشدلی از روزگار کن تحصیل
نبسته است به هم تا شکوفه دفتر عیش
۲کنون که رشته باران ز هم نمی گسلد
مگیر شغل دگر غیر نظم گوهر عیش
۳اگر گرفته دلی خویش را به باغ رسان
که باز کرده ز هر غنچه بوستان در عیش
۴وصال سیمبران شکوفه را دریاب
که می توان شد ازین نقدها توانگر عیش
۵شکوفه شاهد سیمین نوبهاران است
مپوش دیده ازین شاهد سمنبر عیش
۶درین بهار کسی می شود بلند اختر
که از شکوفه کند انتخاب اختر عیش
۷تو نیز خیمه ز خود چون شکوفه بیرون زن
که شد سفید بساط زمین ز چادر عیش
۸سبک مگیر بهار شکوفه را زنهار
که زیر این کف پوچ است بحر گوهر عیش
۹بهار از گل و لاله است بر جناح سفر
مده ز دست درین وقت تنگ ساغرعیش
۱۰فغان که مردم کوته نظر نمی دانند
که در نقاب شکوفه است روی دختر عیش
۱۱بهشت نقد شده است از شکوفه، باده بیار
که در بهشت حلال است جام احمر عیش
۱۲مخور ز ساده دلیها غم تهیدستی
که از شکوفه به دامن دهد چمن زر عیش
۱۳نظر به ابر گهر بار و باغ پرگل کن
که آسمان وزمین را گرفته لشکر عیش
۱۴به گردش آر سبک،رطلهای سنگین را
که بادبان نشاط است جام و لنگر عیش
۱۵ز زهد خشک برآتش بنه تو هم عودی
کنون که لاله برافروخته است مجمر عیش
۱۶نشاط و عشرت و شادی ز باده می زاید
که نیست غیر خم پرشراب مادر عیش
۱۷اگر رود گرو باده،گو برو دستار
مرا ز باده لعلی بس است افسر عیش
۱۸فروغ روی گل ولاله می کند فریاد
که از و بال برون آمده است اختر عیش
۱۹گشایش ار طلبی روی در گلستان کن
که نیست غیر گل و لاله حلقه در عیش
۲۰چه همچو خوشه گره گشته ای، شراب بنوش
که داد خرمن غم را به باد،صرصر عیش
۲۱مهل که فاصله در دور می شود زنهار
که صیقل دل تیره است عیش بر سر عیش
۲۲چو گل ز باده گلگون تمتعی بردار
نسوخته است ترا تا چو لاله اختر عیش
۲۳اگر بهار کند این چنین صف آرایی
زمین وفا ننماید به عرض لشکر عیش
۲۴به هر کجا که شوی مست،می توان افتاد
که موج سبزه ز مخمل فکنده بستر عیش
۲۵عجب که یک دل پژمرده در جهان ماند
که شد گشاده ز گل بر رخ جهان در عیش
۲۶به هم چو شانه نیاید ز شوق ،مژگانش
به دست هرکه فتد طره معنبر عیش
۲۷نبرد جلوه ساقی ز دل ملال مرا
به من چه نشأه دهد ساغر محقر عیش ؟
۲۸سر پیاله کشان چون به آسمان نرسد؟
که کوچه ها شده چون کهکشان ز اختر عیش
۲۹ز حسن نیت عباس شه بودصائب
که ریخته است درین عهد عیش بر سر عیش
۳۰چو گل ز باده گلرنگ وقت او خوش باد
مدام تا می شادی فزاست مصدر عیش
۳۱