غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گذشته است ز تعریف،قد رعنایش

الف کشد به زمین سرو پیش بالایش

۱

زسوزن مژه خویش چشم آن دارم

که چشم خویش بدوزم به چشم شهلایش

۲

حریف تلخی بادام چشم او که شود؟

تلافی ار ننماید لب شکرخایش

۳

به رنگ هاله فلکها تمام آغوشند

که سر زند ز افق ماه عالم آرایش

۴

همان حلاوت کنج دهان به کام رسد

به هرکجا که زنی بوسه از سراپایش

۵

ز انفعال فلاخن کند ترازو را

اگر به خانه زین بنگرد زلیخایش

۶

(فتدرهش به خیابان عمر جاویدان

چو سایه هرکه تواند فتاد درپایش )

۷

مرا به گلشن جنت چه می بری صائب؟

فکنده است مرا دربهشت سودایش

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایش۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رعنایشبالایش
  2. دارمشهلایش
  3. شودشکرخایش
  4. آغوشندآرایش
  5. رسدسراپایش
  6. رازلیخایش
  7. جاویداندرپایش
  8. صائبسودایش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.