غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نمی روم به بهشت برین زخانه خویش

به گل فرو شده پایم درآستانه خویش

۱

به گنجها نتوان درد را خرید از من

به زر بدل نکنم رنگ عاشقانه خویش

۲

به نغمه دگران احتیاج نیست مرا

که هست چون خم می مطربم ز خانه خویش

۳

چو یوسفم که به چاه افتد از کنار پدر

اگر به چرخ برآیم ز آستانه خویش

۴

اگر چه هر نفسم گرد کاروان غمی است

بجان رسیده ام از وضع بیغمانه خویش

۵

بلاست رتبه گفتار چون بلند افتاد

به خواب چند توان رفتن ازافسانه خویش ؟

۶

به بینوایی و آزادگی خوشم صائب

مرا قفس نفریبد به آب و دانه خویش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشقافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. منخویش
  3. مراخویش
  4. پدرخویش
  5. استخویش
  6. افتادخویش
  7. صائبخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.