چون سرو در مقام رضا پایدار باش
آزاده ز انقلاب خزان و بهار باش
۱چون بیدلان ز سنگ ملامت متاب روی
خندان چو کبک مست درین کوهسار باش
۲پیش خسان به خاک مریز آبروی خویش
از حفظ آبرو گهر آبدار باش
۳اخفای عیب دل سیهان از سیه دلی است
در پیش زنگی آینه بی غبار باش
۴تا از نظاره گل خورشید برخوری
در باغ دهر شبنم شب زنده دار باش
۵پیرایه قبول بود در شکست نفس
بیش از گنه ز طاعت خود شرمسار باش
۶در نوش و نیش کن به حریفان موافقت
با هر که هم پیاله شدی،هم خمار باش
۷با درد صاف کن دل پرخون خویش را
خندان چو لاله با جگر داغدارباش
۸ازتند باد حادثه چین بر جبین مزن
در بحر همچو آب گهر برقرارباش
۹خواهی یکی هزار شود نقد هستیت
در جستجوی سوختگان چون شرار باش
۱۰فیض گل نچیده ز چیده است بیشتر
باخار خار قانع ازان گلعذار باش
۱۱صائب مکن ز زخم زبان تلخ روی خویش
مانند گل شکفته درین خارزار باش
۱۲