با صبح روگشاده تر ازآفتاب باش
ازهر که دم شمرده زند در حساب باش
۱خواهی درست ازآب برآید سبوی تو
خاموش چون پیاله به بزم شراب باش
۲خونهای گرم زود به هم جوش می زنند
چون بر خوری به سوخته جانان کباب باش
۳هر ماه نو که گوشه ابرو کند بلند
از غیب اشاره ای است که پا دررکاب باش
۴چون در سر تو دیده عبرت پذیر نیست
در عین نوبهار چو نرگس به خواب باش
۵هرچند آب خضر رود در رکاب تو
در چشم خلق تشنه جگر چون سراب باش
۶یکرنگ می شوند به هم زود میکشان
با هر که خون خویش خورد هم شراب باش
۷گر هست قابلیت ذاتی ترا چو لعل
امیدوار تربیت آفتاب باش
۸از پیچ و تاب رشته به وصل گهر رسید
در عین بحر، موجه پرپیچ و تاب باش
۹از خانه شکسته بلا می کند حذر
در رهگذار سیل حوادث خراب باش
۱۰گر هست در دماغ ترا باد نخوتی
آماده شکستن خود چون حباب باش
۱۱هرگاه سایه تونهد رو به کوتهی
آماده زوال خود ای آفتاب باش
۱۲پروانه کامیاب شد از روی گرم شمع
چون یار بی حجاب شود بی حجاب باش
۱۳فردی که باطل است ندارد شکستنی
صائب شکسته چون ورق انتخاب باش
۱۴