با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش
فیروز جنگِ معرکهٔ نام و ننگ باش
۱انجام بتپرست بود به ز خودپرست
در قید خود مباش و به قید فرنگ باش
۲خلق وسیع و رزق به یک کس نمیدهند
خلق وسیع داری، گو رزق تنگ باش
۳چون ماهیات مباد ز نرمی فرو برند
در کام خلق، ارهٔ پشت نهنگ باش
۴بر صلح و جنگ اهلِ جهان اعتماد نیست
چون صلح میکنند مهیّای جنگ باش
۵از چشمهسار تیغ بشو دست و روی خویش
در آفتاب زرد خزان لالهرنگ باش
۶گر پشت پا به عالم صورت نمیزنی
تا حشر در شکنجهٔ این کفش تنگ باش
۷صائب هزار بار ترا بیش گفتهام
با خلق صلح کل کن و با خود به جنگ باش
۸