ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش
زآرامگاه جان خبری می گرفته باش
۱تا کی روی چو تیر هوایی به هر طرف؟
گاهی هم از نشان خبری می گرفته باش
۲درعالم خودی خبر دلپذیر نیست
از خویش رفتگان خبری می گرفته باش
۳بر پاسبانی سگ نفس اعتماد نیست
ازگله، ای شبان خبری می گرفته باش
۴از خار راه آبله پایان کوی عشق
ای برق خوش عنان خبری می گرفته باش
۵از پا شکستگان که به دنبال مانده اند
ای میر کاروان خبری می گرفته باش
۶این یک دو هفته ای که ترا هست خرده ای
ای گل ز بلبلان خبری می گرفته باش
۷ای ماه مصر چون به عزیزی رسیده ای
زان پیر ناتوان خبری می گرفته باش
۸گاهی ز دوستان خود ای نور چشم من
کوری دشمنان خبری می گرفته باش
۹تا برخوری ز ساغر خورشید سالها
ای ماه ازکتان خبری می گرفته باش
۱۰زان کس که مرده نفس روح بخش توست
ای عیسی زمان خبری می گرفته باش
۱۱در گرد بی نشان نرسد گرچه جستجو
صائب ازان دهان خبری می گرفته باش
۱۲