در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
در پیش زنگی آینه زنگ دیده باش
۱در جویبار عقل به لنگر خرام کن
در بحر عشق کشتی طوفان رسیده باش
۲در جستجوی خانه در بسته است فیض
دایم چو غنچه سر به گریبان کشیده باش
۳ماهی زبان بحر شد از فیض خامشی
در بزم اهل حال زبان بریده باش
۴یاد از نگاه گیر طریق سلوک را
درعین آشنایی مردم رمیده باش
۵پای گریز، شهپر پرواز دشمن است
گر پیش سیل روی آرمیده باش
۶صائب ببند لب ز بد و نیک مردمان
در دفتر جهان،سخن ناشنیده باش
۷