غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ترک مدعاست دل من به جای خویش

آسوده ام ز خاطر بی مدعای خویش

۱

غافل ز سیر عالم بالا نمی شوم

افتد چوشمع اگر سر من زیر پای خویش

۲

از امتیاز دست چو آیینه شسته ام

با خوب و زشت صافدلم از صفای خویش

۳

پهلوی لاغرست مرا بوریای فقر

فرش دگر مرانبود درسرای خویش

۴

بیدار کی شوند به فریاد غافلان؟

دیوار چون فتاد نخیزد ز جای خویش

۵

غفلت نگر که با دم جان بخش چون مسیح

دریوزه می کنم ز طبیبان دوای خویش

۶

بر من ره گریز نبسته است هیچ کس

دارم به پای، بند گران از وفای خویش

۷

شمعی فروختم به ره بازماندگان

خاری که درره تو کشیدم ز پای خویش

۸

هر برگ سبز او کف افسوس میشود

نخلی که میوه ای نفشاند به پای خویش

۹

گردد به قدر ریشه دواندن بلند نخل

درفکر زینهار بیفشار پای خویش

۱۰

گر روضه بهشت بود دوزخ من است

صائب به هر کجا روم از سرای خویش

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویشقافیه: ـای۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. شومخویش
  3. امخویش
  4. فقرخویش
  5. غافلانخویش
  6. مسیحخویش
  7. کسخویش
  8. بازماندگانخویش
  9. میشودخویش
  10. نخلخویش
  11. استخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.