غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است

می کند جلوه موج می احمررگ سنگ

۱

گر به تمکین گرانسنگ تو گویا گردد

خامه گردد به کف دست سخنور رگ سنگ

۲

گرچه پرورده به صد خون جگر خورشیدم

هست چون لعل مرا بالش و بستر رگ سنگ

۳

چون تن زار من از حادثه سالم ماند

نیست آسوده درین عهد ز صرصر رگ سنگ

۴

ممکن است از دل من آه برآید صائب

گر رود در جگر سنگ سراسر رگ سنگ

۵

شد ز تر دستی من بس که توانگر رگ سنگ

گشت سیرابتر از لعل شرر در رگ سنگ

۶

پای در دامن تسلیم و رضاکش که کشید

لعل در رشته تسخیر ز لنگر رگ سنگ

۷

غوطه دادند چو فرهاد به خونم هر چند

شد ز تردستی من موجه کوثررگ سنگ

۸

سنگ را موم نماید نفس خونگرمان

چه عجب لاله اگر ریشه کند دررگ سنگ

۹

عشق در سنگ ریشه که چون تیر شهاب

شد ز سوز دل فرهاد منوررگ سنگ

۱۰

تا ز آوازه فرهاد تهی شد کهسار

می گزد بیشتر از مار مرا هر رگ سنگ

۱۱

چه عجب گر شود از سنگ ترازو تیرم

که برآرد زسبکدستی من پر رگ سنگ

۱۲

همت از تیشه فرهاد گدایی دارد

ناخنی تیشه هر کس که زند بر رگ سنگ

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: سنگقافیه: ـرگ۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. استسنگ
  2. گرددسنگ
  3. خورشیدمسنگ
  4. ماندسنگ
  5. صائبسنگ
  6. سنگسنگ
  7. کشیدسنگ
  8. چندسنگ
  9. خونگرمانسنگ
  10. شهابسنگ
  11. کهسارسنگ
  12. تیرمسنگ
  13. داردسنگ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.