غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عشق را نغمه داود بود شیون دل

حسن را آمدن آب بود رفتن دل

۱

حاصل عمر گرانمایه چه خواهد بودن

خرج آن مور میان گر نشود خرمن دل

۲

می رسد آهن پیکان به هدف از کوشش

نیست ممکن که به جایی نرسد رفتن دل

۳

شیشه ای نیست که گردن نکشیده است اینجا

تا نصیب که شود باده مردافکن دل

۴

بادبان بال و پر کشتی لنگردارست

مده از دست درین قلزم خون دامن دل

۵

شب تاریک بود سرمه بینایی دزد

خال در پرده خط بیش شود رهزن دل

۶

بحر و کان در نظرش آبله پرخونی است

بر رخ هرکه گشودند در مخزن دل

۷

هست امید که چون ماه به خورشید رسد

هرکه را توشه ره نیست به جز خوردن دل

۸

روح بیچاره چه می کرد درین خاکستان

خانه جسم نمی داشت اگر روزن دل

۹

می پرد دیده امید دو عالم صائب

تا به مغز که رسد نکهت پیراهن دل

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دلقافیه: ـن۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. دلدل
  2. بودندل
  3. کوششدل
  4. اینجادل
  5. لنگردارستدل
  6. دزددل
  7. استدل
  8. رسددل
  9. خاکستاندل
  10. صائبدل

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.