غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل شبها مشو از دیده گریان غافل

در سیاهی مشو از چشمه حیوان غافل

۱

نیست بی خار درین شوره زمین یک کف خاک

مشو ای راهرو از چیدن دامان غافل

۲

قد خم گشته رسول سفر آخرت است

مشو ای گوی سبک مغز ز چوگان غافل

۳

نقش درآینه صاف نگردد پنهان

چون زمعشوق شود عاشق حیران غافل

۴

هست هر صفحه گل نامه ای از عالم غیب

در بهاران مشو از سیر گلستان غافل

۵

فیض در دامن شب بیشتر از روز بود

مشو ایام خط از آینه رویان غافل

۶

پرده خواب بود عینک جویای گهر

که صدف را نکند بحر زنیسان غافل

۷

نکند حسن فراموش نظربازان را

که زیعقوب نگردد مه کنعان غافل

۸

دوسه روزی به مراد تو اگر گشت فلک

مشو از گردش این مهره غلطان غافل

۹

چون گشودی به شکر خنده لب از بی مغزی

از سر خود مشو ای پسته خندان غافل

۱۰

در غریبی زوطن کامروا می گردد

در وطن هرکه نگردد ز غریبان غافل

۱۱

شمع بی رشته محال است کند قامت راست

مشو ای دیده وراز پاس ضعیفان غافل

۱۲

کف افسوس شود برگ نشاطش صائب

هرکه گردید زبی برگ و نوایان غافل

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: غافلقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«غافل» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. غافلغافل
  2. خاکغافل
  3. استغافل
  4. پنهانغافل
  5. غیبغافل
  6. بودغافل
  7. گهرغافل
  8. راغافل
  9. فلکغافل
  10. مغزیغافل
  11. گرددغافل
  12. راستغافل
  13. صائبغافل

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.