خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال
فزود داغ جنونم ز داغ چشم غزال
۱به داغ لاله کجا التفات خواهد کرد
رمیده ای که ندارد دماغ چشم غزال
۲به دیده ای که زوحدت سیاه مست شده است
یکی است داغ پلنگ و ایاغ چشم غزال
۳اگر ز باد خزان شمع لاله کشته شود
بس است بر سر مجنون چراغ چشم غزال
۴ز آتشی که به دامان دشت مجنون زد
هنوز زیر سیاهی است داغ چشم غزال
۵نمی شود نکند شوق سرمه خاکم را
مرا که سوخت نفس در سراغ چشم غزال
۶خوشا کسی که چو مجنون ازین جهان صائب
کشید رخت به کنج فراغ چشم غزال
۷