نیم ز پرسش محشر به هیچ باب خجل
که خود حساب نمی گردد از حساب خجل
۱نکرد تربیت عشق در دلم تاثیر
چو تخم سوخته گردیدم از سحاب خجل
۲چنین که من خجل از سایلم ز بی برگی
ز تشنگان نبود موجه سراب خجل
۳ز سنگ ناوک ابرام بر نمی گردد
گدا نمی شود از سختی جواب خجل
۴پس ازتمام شدن ازچه روی می کاهد
ز نور عاریه گر نیست ماهتاب خجل
۵دهد گشودن لب انفعال نادان را
که هست خانه مفلس ز فتح باب خجل
۶ز خط به چشم هوسناک شد جهان تاریک
که کور فهم شد زود ازکتاب خجل
۷نظاره اش به نظر اشک گرم می آرد
شد از عذار تو از بس که آفتاب خجل
۸جواب آن غزل حافظ است این صائب
که کس مباد ز کردار ناصواب خجل
۹