غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۲۹۴ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبیتن خاکی چو نام نیکمردان زندهامسالها شد این لباس عاریت را کندهام۱گرچه برگ من زبان شکر و بار افتادگی استهمچنان از حسن سعی باغبان شرمندهام۲بس که چون یوسف گران بر خاطراخوان شدماز وطن هرکس مرا آزاد سازد بندهام۳مطلبم زین نعل وارون جز تلاش نام نیستچون عقیق از نام در ظاهر اگر دل کندهام۴چون قلم تنگ بر من از سیهکاری جهاننیست جز یک پشت ناخن دستگاه خندهام۵نیست صائب غیر آه ناامیدی خوشهاشتخم امیدی که من در شورهزار افکندهام۶