می کند گرم طلب شعله آواز مرا
می شود زمزمه بال و پر پرواز مرا
۱سرمه خامشی من بود از تنهایی
می شود ناله دو بالا ز هم آواز مرا
۲آنقدر تنگدل از نقش پر و بال خودم
که مه عید بود چنگل شهباز مرا
۳می کند مست مرا ناله مرغان چمن
بود از نغمه رنگین می شیراز مرا
۴منم آن دایره بی سر و پا چون گردون
که خبر نیست ز انجام و ز آغاز مرا
۵نتراود ز لبم چون لب پیمانه سخن
نشود بی خبری پرده در راز مرا
۶بار منت به دل روشن شمع است گران
بیشتر دست حمایت گزد از گاز مرا
۷زده ام مهر خموشی به لب خود صائب
نیست پروا ز سخن چینی غماز مرا
۸