در سماع بیخودی چون دست بالا میکنم
کوچهها در رود نیل چرخ پیدا میکنم
۱با سویدای دل از سیر فلکها فارغم
گردش پرگار در مرکز تماشا میکنم
۲طور را گستاخی موسی بیابان مرگ کرد
من همان از سادگی عرض تمنا میکنم
۳بیخودی مرهم به داغ تنگدستی مینهد
هردو عالم را به یک پیمانه سودا میکنم
۴بادبان کشتی می میکنم سجاده را
با پریرویان مشرب سیر دریا میکنم
۵دامن اکسیر خرسندی به دست آوردهام
زهر اگر ریزند در جامم گوارا میکنم
۶مردم از مینا به ساغر باده میریزد و من
از تنکظرفی می از ساغر به مینا میکنم
۷تا به کی صائب عنانداری کنم سیلاب را
دست برمیدارم از دل رو به صحرا میکنم
۸