قطره بی سرو پایم دل دریا دارم
ذره خاکم و پیشانی صحرا دارم
۱نیست از سیل گرانسنگ حوادث خطرم
خانه در کوچه گمنامی عنقا دارم
۲همچو شبنم چه به مجموعه گل دل بندم؟
من که در دیده خورشید فلک جا دارم
۳جگر سنگ به نومیدی من می سوزد
شیشه آبله ام، راه به خارا دارم
۴من تنک حوصله و دختر رزشیشه دل است
چه عجب گر هوس توبه ز صهبا دارم؟
۵به یک آغوش چه گل چینم از آن نخل امید؟
همچو گل یک بغل آغوش تمنا دارم
۶موم از چرب زبانی نکند صید مرا
شعله ام شعله، سرعالم بالا دارم
۷گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار
چشم بر خوشه انگور ثریا دارم
۸نقش امید محال است که صورت بندد
چند آیینه بر صورت عنقا دارم؟
۹روزگاری است ز چشم گهرافشان صائب
همچو گرداب وطن در دل دریا دارم
۱۰