خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم
قطره ای چشم از آن ابر مروت داریم
۱سادگی بین که به این روی سیه چون دل شب
از دعای سحر امید اجابت داریم
۲عذر عصیان نتوان خواست به این عمر قلیل
نیست از غفلت اگر فکر اقامت داریم
۳در قیامت چه خیال است که گردیم سفید
از سیه رویی خود بس که خجالت داریم
۴کوه از سیل حوادث به کمر می لرزد
ما همان پشت به دیوار فراغت داریم
۵گوشه ای کو که چو قرآن دل ما جمع کند
دل سی پاره ای از حلقه صحبت داریم
۶شمع روشن گهران را غم سربازی نیست
جای سیلی به رخ از دست حمایت داریم
۷دل ما سوختگان را زده شیرینی جان
دم آبی طمع از تیغ شهادت داریم
۸برنگرداند اگر حسن غیور تو ورق
صبر بر وعده دیدار قیامت داریم
۹خجلت بی ثمری مانع دیوانه ماست
صائب اندیشه گر از سنگ ملامت داریم
۱۰