گرچه پیریم تمنای جوانی داریم
نوبهاری به ته برگ خزانی داریم
۱ما اگر هیچ نداریم درین عبرتگاه
لله الحمد که چشم نگرانی داریم
۲مست خوابیم اگر مست می ناب نه ایم
عوض رطل گران، خواب گرانی داریم
۳گرچه هموار نماییم به ظاهر چون ابر
در سفرها نفس برق عنانی داریم
۴چهره زرد سپند نظر بدبین است
ورنه در پرده دل لاله ستانی داریم
۵می چریم این که درین دشت به غفلت شب و روز
می توان یافت که ما نیز شبانی داریم
۶دامن افشان مگذر از در غمخانه ما
که بر آتش دل خونابه چکانی داریم
۷صائب اظهار غم و شادی خود بی ظرفی است
ورنه ما نیز بهاری و خزانی داریم
۸