اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
گمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم
۱به بازگشت رفیقان امیدها دارم
اگر چه خفته به دنبال کاروان ماندم
۲به بوی وصل گل از آشیان سفر کردم
به وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم
۳من کناره طلب را که چشم بندی کرد
که همچو نقطه پرگار در میان ماندم
۴چنان که معنی نازک ز نارسایی لفظ
نهفته ماند درین تنگنا چنان ماندم
۵نصیب کام و دهانی نگشت میوه من
چو بار سرو درین باغ و بوستان ماندم
۶ز گل نسیم سبکدست دفتری وا کرد
که من خموش چو سوسن به صد زبان ماندم
۷برای زاد سفر نه حضور خاطر بود
اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
۸غرور جمع روان شد راه توفیق است
گذشتم از دو جهان تا ز کاروان ماندم
۹ز فکر جسم نپرداختم به جان صائب
ز صد شکار به یک مشت استخوان ماندم
۱۰