منم که از جگر لاله داغ می دزدم
فروغ از گهر شب چراغ می دزدم
۱به نیم جنبش ابرو خموش می گردم
به یک نسیم نفس چون چراغ می دزدم
۲اگر به مجلس می صد حدیث تلخ رود
به زیرلب همه را چون ایاغ می دزدم
۳سراغ می کنم از مردمان نشان ترا
دگر ز رشک نشان از سراغ می دزدم
۴ز داغ بی نمکی چند زخم من سوزد
ز بزم عشق نمکدان داغ می دزدم
۵دماغ نکهت تند نسیم زلف کراست
ز بوی سیب زنخدان دماغ می دزدم
۶دگر عجب گل داغی به دستش افتاده است
ز صائب این گهر شب چراغ می دزدم
۷