غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم

وگرنه همچو صدف نیست بی گهر دستم

۱

تهی شود به لبم نارسیده رطل گران

ز بس که ریشه دوانده است رعشه در دستم

۲

جدا چودست سبو از سرم نمی گردد

ز بس به فکر تو مانده است زیر سردستم

۳

گره زکار دو عالم گشودن آسان است

نمیرود پی این کار مختصر دستم

۴

کنون که شمع برون آمده است از فانوس

زبال و پر کف خاکستری است در دستم

۵

ز آب گوهر من روی عالمی تازه است

چو خاک اگر چه تهی مانده از گهر دستم

۶

به فکر مور میانی فتاده ام صائب

عجب رگی ز سخن آمده است در دستم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دستمقافیه: ـر۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. دستمدستم
  2. گراندستم
  3. گرددسردستم
  4. استدستم
  5. فانوسدستم
  6. استدستم
  7. صائبدستم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.