مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
سبک چگونه توانم گذشتن از مردم
۱هزار رنگ گل از خار پای خود چینند
جماعتی که نخواهند سوزن از مردم
۲به چار موجه رد و قبول تن در ده
ترا که نیست میسر گسستن از مردم
۳تو آن زمان سر عیار پیشگان باشی
که خویش را بتوانی ربودن از مردم
۴به چشم بسته گل از خار می توان چیدن
به اعتزال توان طرف بستن از مردم
۵اگرنه تیرگی آرد طمع چرا سایل
چراغ می طلبد روز روشن از مردم
۶برآورند سر از جیب آسمان صائب
جماعتی که کشیدند دامن از مردم
۷