ز خال گوشه ابروی یار می ترسم
ازین ستاره دنباله دار می ترسم
۱چو مهره در دهن مار می توانم رفت
از آن دو سلسله تابدار می ترسم
۲ز رنگ و بوی جهان قانعم به بی برگی
خزان گزیده ام از نوبهار می ترسم
۳ز نیش مار به نرمی نمی توان شد امن
من از ملایمت روزگار می ترسم
۴شکست دشمن عاجز نه از جوانمردی است
ترا گمان که من از نیش خار می ترسم
۵به تنگ حوصلگان بر نمی توان آمد
از بحر بیش من از چشمه سار می ترسم
۶مرا ز آتش دوزخ نمی توان ترساند
ز شرمساری روز شمار می ترسم
۷ز سیل حادثه از جا نمی روم صائب
ز شبنم رخ آن گلعذار می ترسم
۸