غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۳۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چنان که نیل بود مانع رسیدن چشم

به خط رخ تو امان یافت از گزیدن چشم

۱

شب گذشته کجا بوده ای که خوابیده است

بساط سبزه خط تو از چریدن چشم

۲

ز دل چو آیینه چینم بساط حیرانی

نه شبنم که قناعت کنم به دیدن چشم

۳

به آه و ناله محال است مهربان گردد

بتی که رام نشد از فسون دمیدن چشم

۴

به بال بسته چه پرواز می توان کردن

چه قطع راه توان کرد از دویدن چشم

۵

مباش بی حرکت زینهار کز گلشن

به آفتاب رسد شبنم از پریدن چشم

۶

به روشنایی دل می توان جهان را دید

و گرنه سهل بود دیدن و ندیدن چشم

۷

زبان و گوش چه حاجت چو هست بینایی

که با نگاه بود گفتن و شنیدن چشم

۸

خبر ز گردش پرگار می دهد مرکز

دلیل رفتن دلهاست آرمیدن چشم

۹

شریف را به خسیس احتیاج می افتد

که برگ کاه بود داروی پریدن چشم

۱۰

چو مشت سرمه غبار وجود من صائب

به باد می رود از یک نفس کشیدن چشم

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چشمقافیه: ـیدن۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چشمچشم
  2. استچشم
  3. حیرانیچشم
  4. گرددچشم
  5. کردنچشم
  6. گلشنچشم
  7. دیدچشم
  8. بیناییچشم
  9. مرکزچشم
  10. افتدچشم
  11. صائبچشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.