غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم

خط نجات به مرغان نامه بر دادیم

۱

ز عشق جان تهیدست را غنی کردیم

ز بوی گل به صبا توشه سفر دادیم

۲

خزان سنگدل از مشت خون ما نگذشت

چو گل اگرچه زر سرخ با سپر دادیم

۳

ز ما دعا برسانید میفروشان را

که ما قرار به خونابه جگر دادیم

۴

خمار هستی ما آب تیغ می شکند

عبث به پیر خرابات دردسر دادیم

۵

کدام تار به مضراب مطربان تن داد؟

به این نشاط که ما رگ به نیشتر دادیم

۶

همان ز شرم کرم سرفکنده ایم چو بید

چو نخل در عوض سنگ اگر چه بر دادیم

۷

به جان مضایقه با دوستان چگونه کنیم؟

چو گل به دشمن خونخوار خویش سر دادیم

۸

تریم چون صدف از ابرو همتش صائب

اگر چه در عوض قطره اش گهر دادیم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دادیمقافیه: ـر۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. دادیمدادیم
  2. کردیمدادیم
  3. نگذشتدادیم
  4. رادادیم
  5. شکنددادیم
  6. داددادیم
  7. بیددادیم
  8. کنیمدادیم
  9. صائبدادیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.