اول سری به رخنه دیوار می کشم
دیگر به آشیانه خود خار می کشم
۱سوزن تمام چشم شد از انتظار و من
با ناخن شکسته ز پا خار می کشم
۲چون زاهدان به مهره گل دل نبسته ام
از سبحه بیش غیرت ز نار می کشم
۳امسال خنده ام نه چو گل از ته دل است
خمیازه بر شکفتگی پار می کشم
۴از خار خار تیغ به تن پوست می درد
از خون فزون ز نیشتر آزار می کشم
۵دارم به هر دو دست دل نازک ترا
از موم گرد آینه دیوار می کشم
۶در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟
داغم به فرق و منت دستار می کشم
۷در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟
داغم به فرق و منت دستار می کشم
۸با شانه دست کرده یکی در شکست من
دست از میان طره طرار می کشم
۹آیینه ام، به جامه خاکستری خوشم
از بخت سبز زحمت زنگار می کشم
۱۰صائب ز کوچه گردی زلف آمدم به تنگ
خود را به گوشه دهن یار می کشم
۱۱