آغاز خط مفارقت از یار میکنم
در نوبهار پشت به گلزار میکنم
۱حرفی که از لب تو شنیدم چو طوطیان
روزی هزار مرتبه تکرار میکنم
۲بر دست کار رفته نباشد گرفت و گیر
چون بهله دست در کمر یار میکنم
۳هرگز به عاشقان نکند چشم نیمخواب
نازی که من به دولت بیدار میکنم
۴دندان مار را به نمد میتوان کشید
چون گل ملایمت به خس و خار میکنم
۵هر نقش بد که رو دهد، از پاک گوهری
بر خویشتن چو آینه هموار میکنم
۶آوردهام ز هردو جهان روی خود به دل
در نقطه سیر گردش پرگار میکنم
۷سنگین کند ز گوش گرانبار درد من
صائب به هرکه درد خود اظهار میکنم
۸