غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم

از دست لاله دامن صحرا گرفته ایم

۱

آسان به چنگ ما نفتاده است شمع طور

صد دست، پنجه باید بیضا گرفته ایم

۲

از همت بلند که عمرش دراز باد

دام مگس فکنده و عنقا گرفته ایم

۳

انصاف نیست راندن ما از حریم وصل

پیش از سپند آمده و جا گرفته ایم

۴

از ما زبان خامه تکلیف کوته است

خط امان ز ساغر صهبا گرفته ایم

۵

دیوانه ایم لیک نظر بند نیستیم

پیش ز گردباد به صحرا گرفته ایم

۶

تار کفن به زخم زبان بخیه می زند

سوزن عبث ز دست مسیحا گرفته ایم

۷

دیوانگی علاج ندارد و گرنه ما

روغن ز ریگ آتش سودا گرفته ایم

۸

صد نیزه موج خون ز سرما گذشته است

تا مصرعی ز عالم بالا گرفته ایم

۹

صائب به زور جذبه طبع بلند خویش

خورشید را ز دست مسیحا گرفته ایم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفته ایمقافیه: ـا۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ایمایم
  2. طورایم
  3. بادایم
  4. وصلایم
  5. استایم
  6. نیستیمایم
  7. زندایم
  8. ماایم
  9. استایم
  10. خویشایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.