غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از زلف یار رنگ دگر برگرفته‌ایم

مومیم اگر چه نکهت عنبر گرفته‌ایم

۱

پیش کسی دراز نگشته است دست ما

ما چون چنار از آتش خود درگرفته‌ایم

۲

چون سر برآوریم ز دریا، که چون صدف

گوهر به آبروی برابر گرفته‌ایم

۳

با دست رعشه‌دار چو شبنم درین چمن

دامان آفتاب مکرر گرفته‌ایم

۴

گر دست ما تهی است ز سیم و زر نثار

از چهره آستان تو در زر گرفته‌ایم

۵

کیفیت جوانی ما را خمار نیست

کز دست پیر میکده ساغر گرفته‌ایم

۶

ما را به روی گرم چراغ احتیاج نیست

کز بال و پرفشانی خود درگرفته‌ایم

۷

باور که می‌کند که درین بحر چون حباب

سر داده‌ایم و زندگی از سر گرفته‌ایم؟

۸

در مشت خار ما به حقارت نظر مکن

کز دست برق، تیغ مکرر گرفته‌ایم

۹

صائب ز نقطه‌ریزی کلک سخن‌تراز

روی زمین تمام به گوهر گرفته‌ایم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفته‌ایمقافیه: ـر۸ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. برگرفته‌ایمگرفته‌ایم
  2. مادرگرفته‌ایم
  3. صدفگرفته‌ایم
  4. چمنگرفته‌ایم
  5. نثارگرفته‌ایم
  6. نیستگرفته‌ایم
  7. نیستدرگرفته‌ایم
  8. حبابگرفته‌ایم
  9. مکنگرفته‌ایم
  10. سخن‌ترازگرفته‌ایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.