غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک عمر پشت دست به دندان گرفته ایم

تا بوسه ای ازان لب خندان گرفته ایم

۱

گردیده است در نظر ما جهان سیاه

تا جرعه ای ز چشمه حیوان گرفته ایم

۲

افتاده ایم در ته پا سالها چو مور

تا جا به روی دست سلیمان گرفته ایم

۳

در بوته گداز چو مه آب گشته ایم

کز خوان آفتاب لب نان گرفته ایم

۴

ما را ز چوب منع مترسان که همچو صبح

ما تیغ آفتاب به دندان گرفته ایم

۵

آورده است معنی بیگانه رو به ما

تا ترک آشنایی یاران گرفته ایم

۶

انگشت حیرتی است که داریم در دهن

کامی که ما ازان لب خندان گرفته ایم

۷

چون دست ما ز چاک گریبان شود جدا؟

گستاخ دامن مه کنعان گرفته ایم

۸

نگرفته است خضر ز سرچشمه حیات

کامی که ما ز چاه زنخدان گرفته ایم

۹

چون صبح از عزیمت صادق به یک نفس

روی زمین به چهره خندان گرفته ایم

۱۰

دلگیر نیستیم ز بخت سیاه خویش

فیض سحر ز شام غریبان گرفته ایم

۱۱

جز پیچ و تاب نیست، که عمرش دراز باد

کامی که ما ز سلسله مویان گرفته ایم

۱۲

بر روی بی طمع نشود بسته هیچ در

ما چوب منع از کف دربان گرفته ایم

۱۳

رو تافتن ز جوربتان نیست کار ما

چون صبح تیغ مهر به دندان گرفته ایم

۱۴

بی چشم زخم، گوهر شهوار عبرت است

صائب تمتعی که زدوران گرفته ایم

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گرفته ایمقافیه: ـان۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گرفته ایم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ایمایم
  2. سیاهایم
  3. مورایم
  4. ایمایم
  5. صبحایم
  6. ماایم
  7. دهنایم
  8. جداایم
  9. حیاتایم
  10. نفسایم
  11. خویشایم
  12. بادایم
  13. درایم
  14. ماایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.