فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
ز اضطراب شمع من گل می کند جان باختن
۱اختراع تیزدستی های سودای من است
سینه را در عاشقی پیش از گریبان باختن
۲می کند زنجیریان حلقه زلف ترا
شانه با چندین زبان تلقین ایمان باختن
۳گوی خورشید از گریبان فلک بیرون کند
زلف او گر سر فرو آرد به چوگان باختن
۴ننگ خواهش لذت عمر ابد را می برد
آبرو نتوان برای آب حیوان باختن
۵صائب از من یاد دارد شبنم این بوستان
چشم در نظاره خورشیدرویان باختن
۶