غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۱۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آدمی را نیست خصمی چون جمال خویشتن

حلقه فتراک طاوس است بال خویشتن

۱

این کهنسالان که می دزدند سال خویشتن

کهنه دزدانند در تاراج مال خویشتن

۲

صحبت روشندلان باشد حصار عافیت

آب در گوهر نمی گردد ز حال خویشتن

۳

در تلاش اوج عزت هر که می سوزد نفس

سعی چون خورشید دارد در زوال خویشتن

۴

می کشد در خاک و خون رنگین لباسی خلق را

حلقه فتراک طاوس است بال خویشتن

۵

بر گلوی خود ز غیرت می گذارم چون سبو

گر برآرم از بغل دست سؤال خویشتن

۶

غنچه خسبی دارد از سیر چمن فارغ مرا

هست باغ دلگشایم زیر بال خویشتن

۷

در جهان خاکساری خسرو وقت خودم

کم نمی دانم ز جام جم سفال خویشتن

۸

منت درمان ز بی دردان کشیدن مشکل است

از طبیبان می کنم پوشیده حال خویشتن

۹

چون کسی کز چشم بد معشوق را دارد نگاه

صائب از مردم نهان دارم ملال خویشتن

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خویشتنقافیه: ـال۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشتنخویشتن
  2. خویشتنخویشتن
  3. عافیتخویشتن
  4. نفسخویشتن
  5. راخویشتن
  6. سبوخویشتن
  7. مراخویشتن
  8. خودمخویشتن
  9. استخویشتن
  10. نگاهخویشتن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.